دژخیمان مردمان

دژخیمان مردمان

در آبان ۹۸ خون‌بارترین سرکوب خیابانی مردم توسط جمهوری اسلامی رخ داد. صدها نفر در سراسر ایران از جمله حداقل ۲۱ کودک به تیر مستقیم نیروهای امنیتی در خون خود فرو افتادند. در بعضی مناطق کار از تک‌گلولۀ جنگی هم گذشت و نظام با تیربار و تانک و هلی‌کوپتر به مردم حمله کرد و کشت. اجساد بعضی کشته‌شدگان را در نیزار و رودخانه و دریاچه رها کردند، بعضی را اعدام صحرایی کردند، برای تحویل جسد از خانواده‌ها مبالغ چند ده میلیونی و با تهدید تعهد سکوت گرفتند، و بسیاری از جنازه‌ها هنوز تحویل خانواده نشده است. هزاران نفر را نیز دستگیر کردند و هم‌اکنون بی‌آنکه خبری یا آماری داده باشند، تحت فشار و شکنجه هستند و قطعا احکام اعدام و حبس‌های طولانی برایشان خواهند برید. یک امر قطعی و مهم این است که پس از آبان ۹۸ همۀ چیزهای مهم اجتماعی-سیاسی تغییر بنیادین و بی‌بازگشت کرده اند. حکومت همان اندک مشروعیت خود نزد مردم را با اعمال خونبارترین سرکوب و کشتار خیابانی تباه کرد. خشونت چنان بی‌پرده و ناباورانه در کوچه و خیابان، و سپس از طریق نمایشگرهای دیجیتال، در برابر چشم مردم قرار گرفت که نظیر نداشت. کشوری که حکومتش در چند روز حداقل ۲۱ کودک را با تیر مستقیم کشته است، دیگر آن کشور پیشین نیست و هرگز نخواهد شد.

از مواردی که دیگر مانند پیش نیست این است که در این میدان خون‌بار، آنان که دشمنان مردمان ایران بودند یکی‌یکی آشکارتر شده‌اند. می‌دانم واژگان دشمن و مردم آنقدر توسط حکومتیان و شبه‌روشنفکران دست‌سازشان دستمالی شده که هر حرفی در این باره مبتذل می‌نماید. اما حال که پرده‌های هزارتو کنار رفته است باید تلاش کنیم تا با خلق اندیشه و گفتار معقول و جدید از این ابتذال گذر کنیم و درباره دشمنان مردم ایران افشاگری و گفتگو کنیم تا دوباره مانند پیش از آبان ۹۸ به استتار هزارپردۀ خود نخزند. هم‌اکنون که خون مردم هنوز کف خیابان داغ است باید دشمنان را شناخت و رودررویشان شد. من اینجا صرفا به چند گروه از این دژخیمان مردمان ایران اشاره می‌کنم تا در آینده نزدیک بیشتر به ایشان بپردازم.

اولین گروه دشمنان مردمان ایران، تمامیت و کلیت نظام جمهوری اسلامی و تک‌تک مسئولان رده‌بالا و قدرتمند آن هستند که با انواع و اقسام روش‌ها و ابزارهای سلطه و تبعیض و فساد و سرکوب، ثروت و آزادی و رفاه و عزت و جان و مال مردمان کشور را به تباهی کشانده اند. دومین گروه دشمنان، تمام و تک‌تک نیروهای اداری یا میدانی این نظام هستند که به هر نحوی (مستقیم یا غیرمستقیم) در سرکوب و کشتار و دستگیری مردم نقش داشته و خواهند داشت. در اینجا اشارۀ مختصر به مفهوم ابتذال شر نزد هانا آرانت می‌تواند مقصودم را روشن‌تر کند. آرنت برای اینکه بتواند به روشی معقول توضیح دهد که چطور یک جنایات هولناک عظیم همچون نسل‌کشی یهودیان به آن راحتی و پیش‌پاافتادگی در نظام فاشیستی نازی‌ها رخ داد، می‌گوید که تقریبا تمام افرادی که به نوعی در آن شرارت عظیم دست داشتند، انسان‌های معمولی و نسبتا ساده و سطحی‌ای بودند که صرفا مشغول انجام وظایف خود در دم و دستگاه عظیم نازیسم بودند. بعضی از آن‌ها حتی ایده‌ای نداشتند که خروجی نهایی این دم و دستگاه عظیم چیست، بلکه چون یکی از هزاران چرخ‌دنده یا رقاصک ساده این ماشین مشغول انجام وظایفی بودند که اتفافا در اکثر موارد ظاهری غیرشرورانه داشت. در دم و دستگاه جمهوری اسلامی، مانند هر نظام تمامیت‌خواه دیگر، هزاران چرخ‌دنده و اهرم و زنجیردانه و رقاصک کوچک هست تا این ماشین را سرپا نگه دارد. چه از منظر اخلاقی و چه حقوقی، بین کسانی که ماشه سلاح جنگی را از فاصله دو متری در صورت بی‌گناهان چکاندند و کسانی که اینترنت را قطع کردند تا علاوه بر سرکوب راحت‌تر، کسی از ابعاد هولناک جنایات‌شان باخبر نشود تفاوت‌های بنیادین هست. اما از این نظر که تمام این افراد در سرپا نگه داشتن این ماشین سرکوب نقش و مشارکت دارند تفاوتی چندانی بین‌شان نیست.

گروه سوم از دشمنانی که در آبان ۹۸ پرده از چهره برانداختند، طیف وسیع و گوناگون از افرادی هستند که به انواع و اشکال مختلف سعی در توجیه آن خشونت خونبار دارند. اکثر افراد این گروه را می‌توان در میان اصلاح‌طلبان و شبه‌روشنفکران داخل و خارج یافت. روش‌ها و تاکتیک‌های رسانه‌ای این گروه مختلف است. بعضی از آن‌ها مردم معترض را مقصر خشونت‌ها معرفی می‌کنند. بسیاری از این دشمنان مردم با «غیرعادی» یا «غیرواقعی» نامیدن معترضین، «اراذل و اوباش» نامیدن آن‌ها، «مزدور» یا «ویرانی‌طلب» خواندنشان، در پی این هستند که با نفی وجود یا مشروعیت معترضین، آن مردمی که خودشان می‌پسندند و در رویاها می‌پرورانند را به جای واقعیت جعل کنند. تشخیص سویه‌ها و روش‌های دشمنی ایشان با مردمان ایران، کمی دشوارتر از موارد پیشین است چون تفنگ دست نگرفته‌اند که مردم را با تیر مستقیم بکشند (هرچند که بعضی‌شان آشکارا اعلام کرده‌اند اگر ضروری شود این کار را نیز خواهند کرد) بلکه با نفوذ رسانه‌ای خود در پی تحریف و جعل ارادۀ مردم هستند تا ایشان را مقصر اصلی همه مشکلات کشور جلوه دهند. تقلیل خشونت مرگبار نظام به «سوءمدیریت»، تقلیل دلایل شورش‌های سراسری به «گرانی بنزین»، انداختن تمام تقصیرها گردن آمریکا و ترامپ، تقلیل وضعیت بحرانی امروز ایران به چند «سیاست اقتصادی غلط»، و ایجاد امید واهی با تشویق مردم به مشارکت در انتخابات و پیگیری مطالبات و ستاندن دادشان در چهارچوب «قوانین جمهوری اسلامی» از کارهای بارز این گروه است. گروهی از این افراد آنقدر ضدمردم هستند که حتی حقی دفاع مشروع دربرابر گلوله‌های جنگی نظام را برایشان قائل نمی‌شوند. این افراد تز «خشونت‌پرهیزی» را وارونه ارائه می‌دهند چرا که خشونت‌پرهیزی نه تنها دفاع از جان به هر شکل ضروری را مجاز می‌داند، بلکه هدفش کاهش خشونت است، در حالی که اگر به توصیه این روشنفکرنماها مردم هرگز در هیچ شرایطی از خشونت استفاده نکنند، خشونت ادامه می‌یابد چرا که حکومت نشان داده که حتی به کودکان نیز رحم نمی‌کند. از دیگر نشانه‌های عملکرد بعضی افراد این گروه این است که در مورد تمام مشکلات کشور ابتدا مردم را مقصر می‌دانند. فرق نمی‌کند که مشکل بیکاری باشد، فساد اقتصادی و قضایی باشد، آلودگی هوا باشد، ازدواج و تشکیل خانواده باشد، متلاشی شدن اقتصاد باشد، ترافیک و رانندگی باشد…هر چه باشد ایشان عاقل‌مآبانه تز «مردم مقصرند» را طوطی‌وار تکرار می‌کنند. دشمنی ایشان دقیقا در همین است که دولت و قوانین و زیرساخت‌ها را یکسره از هر ایرادی مبرا می‌کنند تا مردم مقصر باشند. در میان این گروه همچنین افرادی نیست هستند که با اصلاحطلبان شباهت و اشتراکات چندانی ندارند اما به دلیل پایبندی متعصبانه به ایدئولوژی‌های استعمارستیز چپ، عملا از کلیت و تمامیت نظام جمهوری اسلامی در برابر مردم دفاع می‌کنند.

آخرین گروه دشمنان مردمان ایران، رسانه‌های غیرفارسی‌زبانی چون نیوزویک، رویترز، بلومبرگ، نیویورک تایمز، واشنگتن پست و مشابهان‌شان هستند که در این مدت به انواع و اقسام روش‌های مختلف نه تنها از گزارش کردن خشونت حکومت طفره رفتند، بلکه مانند گروه پیشین به تحریف و تقلیل دلایل شورش‌ها پرداختند. روزنامه‌نگارانی که با این رسانه‌ها همکاری می‌کنند اکثرا دلبستگی ایدئولوژیک یا احتمالا وابستگی مالی به جمهوری اسلامی دارند. در آینده نزدیک تحلیلی از مقالات و خبرهایی که این گروه از دشمنان کشور و مردم ایران در این مدت تولید و منتشر کرده‌اند را در همین وبلاگ می‌نویسم.

در آخر باز هم اشاره می‌کنم که باید تلاش کنیم از ابتذال مفاهیم و واژگان که جمهوری اسلامی به بار آورده گذر کنیم و صراحتا درباره دشمنان مردمان ایران حرف بزنیم. هدف صرفا متهم کردن و رد شدن نیست، بلکه باید موضوع را بشکافیم، افشا و تحلیل کنیم، و به گفتگو بگذاریم تا بهتر و روشن‌تر بدانیم که حال و آیندۀ خطیر، چه مخاطرات و موانعی برای ما مردمان ایران دارد و چطور باید این موانع را از سر راه برداریم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s