دست‌های لرزان روی دکمه فیلترینگ

دست‌های لرزان روی دکمه فیلترینگ

یادداشت وارده* از الف.شین

تا پیش از عصر شبکه‌های اجتماعی سازماندهی فعالیت‌های سیاسی-مدنی بدون حداقل یک هسته مرکزی مورد اعتماد که به عنوان رهبری حرکت عمل کند قابل تصور نبود. اما بهار عربی و تا حدودی جنبش سبز در ایران با نمایان ساختن جنبه‌های دیگری از قدرت شبکه‌های اجتماعی مهر باطلی بر این ادعا زدند. برای اولین بار امکان ارتباط متقابل جمعیت معترض از طریق شبکه‌های اجتماعی، قدرت سازماندهی پیش بینی نشده ای را نمایان کرد که کمترین وابستگی ممکن را به هسته مرکزی داشت. هسته مرکزی به شبکه‌ای گسترده تبدیل شده بود که حاکمیت‌ها را به چالش می‌کشید. فیلتر فیسبوک و توییتر در سال ۸۸ اولین پاسخ حاکمیت به همین چالش بود.

حساسیت حاکمیت نسبت به اینترنت به تشکیل شورای عالی فضای مجازی در سال ۹۰ با هدف ایجاد «نقطه متمرکز برای سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری در فضای مجازی کشور» و «صیانت از آسیب‌های ناشی از آن» به دستور رهبری نظام منجر شد. شورای انتصابی رهبر با گرفتن مسئولیت فضای مجازی از وزارت ارتباطات خود به عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری فضای مجازی مبدل شد.

با ظهور پیام‌رسان‌های موبایلی محدودیت‌های کامپیوتر رومیزی از سر راه کاربران برداشته شد. پیام رسان‌های وایبر واتساپ و ویچت در سطح گسترده مورد توجه کاربران ایرانی قرار گرفتند. وی چت فیلتر شد اما وایبر و واتس آپ هدف پروژه‌ای قرار گرفتند که با ایجاد اختلال و کندی سرعت موفق شد کاربران را ناچار به مهاجرت از این پیام‌رسان‌ها کند. تلگرام به عنوان جایگزین به سرعت جای خود را باز کرد و با اضافه کردن قابلیت کانال کارکردی فراتر از یک پیام‌رسان یافت.

حاکمیت و نیروهای نزدیک به آن تلاش کردند تا به تلگرام به منزله یک فرصت نگاه کنند. آنها در کنار رویکرد سابق رویکرد جدید طنزمحور برای هجو مخالفان را نیز در کانال‌هایی مانند دکترسلام یا فارس پلاس و… برای جذب عموم مردم پیش گرفتند. همزمان تلاش‌ها برای ساخت پیام‌رسان داخلی نیز آغاز شده بود چرا که فضایی که آنها هیچ امتیاز و امکانی برای سانسور نسبت به مخالفانشان در اختیار نداشتند میدان بازی دلخواه آنان نبود. صرف بودجه‌های نامعلوم برای توسعه پیام‌رسان داخلی به ساخت سروش، بیسفون، ایتا، آی‌گپ، ویسپی و… منجر شد که در جذب مخاطب موفقیت چندانی نداشتند. بایکوت تلویزیونی تلگرام که مجریان از آوردن نام تلگرام منع شده بودند و تبلیغات علیه فضای مجازی نیز به موفقیت نینجامید.

قابلیت تلگرام برای ساخت کانال مورد توجه اپوزیسیون نیز قرار گرفت اما از بین کانال‌های اپوزیسیون کانال آمدنیوز به لطف اخبار جنجالی و افشاگری‌ها مورد توجه گسترده‌تری قرار گرفت. نقش این کانال در سازماندهی اعتراضات دی ماه طاقت حاکمیت را برای تحمل تلگرام به پایان رساند. فیلتر موقت تلگرام و اینستاگرام در کنار ایجاد اختلال در شبکه اینترنت و فیلترشکن‌ها به کنترل اعتراضات کمک کرد اما فشار افکار عمومی بر دولت روحانی که همواره از نرفتن دست بر دکمه فیلترینگ دم میزد زمینه‌ساز رفع فیلتر تلگرام و اینستاگرام شد.

پس از اعتراضات اما عزم برای رها شدن از تلگرام جزم شده بود و تبلیغات برای سروش شدت گرفت. در قدم بعدی هزینه ترافیک داخلی اینترنت نصف شد تا رغبت به استفاده از پیام‌رسان و سایت‌های داخلی جایگزین مانند آپارات افزایش یابد. این رویه نهایتا به رایگان کردن اینترنت مصرفی سروش منجر شد. تاکید مجدد روحانی بر «تعهد دولت به ادامه دسترسی جوانان به اطلاعات» در پیام نوروزی بسیاری را امیدوار کرد که فیلتر تلگرام امری مقطعی بوده و در دستور کار نیست اما اظهارات اخیر بروجردی مبنی بر تصمیم به فیلتر تلگرام تا اواخر ماه جاری که در بالاترین سطح نیز گرفته شده است و مخالفت نرم روحانی که به وضوح تغییر لحن و استراتژی داده و از رفع انحصار تلگرام دم میزند را میتوان زمینه‌سازی برای فیلتر شبکه محبوب ۴۵ میلیون نفر از ایرانیان تفسیر کرد. در آخرین اظهار نظر احمد علم‌الهدی مدعی شد که دولت روحانی خود قصد فیلترینگ تلگرام را دارد اما میخواهد هزینه آن را بر دوش رهبری بیندازد. این گفته‌ها در حالی‌ست که شوراهای عالی فضای مجازی و امنیت ملی به عنوان تصمیم‌گیران اصلی این حوزه مصوبه‌ای در خصوص فیلتر تلگرام نداشتند.

 فیلتر تلگرام تنها نمایانگر دشمنی با جریان آزاد اطلاعات نیست بلکه نشانه دیگری از بر باد رفتن آخرین برگ های برنده دولت روحانی نیز هست. کاهش ارزش ریال، فشارهای ترامپ و به بن بست خوردن برجام،عدم تامین اعتبار طرح تحول سلامت، بحران در موسسه های مالی، شدت گرفتن اعتراضات، مسایل حل نشده دراویش و سپنتا نیکنام و وزیر زن و اهل سنت و حالا فیلتر تلگرام به این معناست که در کمتر از یک سال پس از پیروزی ۲۴ میلیونی روحانی مهمترین دستاوردهای دولتش یکی پس از دیگری از دست میروند. موضوعی که دست اصلاح طلبان را در انتخابات پیش روی مجلس خالی تر از قبل خواهد کرد.


* یادداشت‌های وارده، نوشته‌ها و نظرات دیگران است که برای انتشار ارسال شده و لزوما هم‌راستا با نظرات مدیر «در آستانه» نیستند.

Advertisements

گوگل و فیس‌بوک از شما چه اطلاعاتی دارند؟

گوگل و فیس‌بوک از شما چه اطلاعاتی دارند؟

رسوایی: اخیرا افشا شده که اطلاعات میلیون‌ها کاربر فیس‌بوک بدون اطلاع آن‌ها به شرکتی به‌نام کمبریج آنالیتیکا فروخته شده و آن شرکت از آن داده‌ها برای اثرگذاری بر نتایج انتخابات آمریکا بهره برده است. این رسوایی ابعاد وسیعی خواهد داشت و در چند روز سبب شد ارزش سهام شرکت فیس‌بوک میلیاردها دلار سقوط کند. احتمالا در ذهن بعضی‌ها این پرسش ایجاد شده که غول‌های اینترنت چه اطلاعاتی از من دارند؟ یکی از کاربران توییتر به نام Dylan Curran با انتشار یک رشته توییت توضیح می‌دهد گوگل و فیس‌بوک چه اطلاعاتی از کاربران را بدون اطلاع خودشان ضبط و نگهداری می‌کند. ترجمه این رشته توییت: به خواندن ادامه دهید

نوروزِ ما

نوروزِ ما

نوروز مهمترین و زیباترین رویداد فرهنگی ایران است که با خود انبوهی از مراسم، رنگ‌ها، بوها، غذاها، اشعار، احساسات، و مراودات اجتماعی و اقتصادی را به ارمغان میاورد. در ادامه سه قطعه‌ی کوتاه درباره‌ی نوروز نوشته‌ام.

به خواندن ادامه دهید

آیا هفت‌سین نابودگر سنت‌های محلی است؟

آیا هفت‌سین نابودگر سنت‌های محلی است؟

یادداشت وارده* از سامیکال

«اظهار شعار گبران حرام است و مخالفِ شرع… نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد» ابوحامد محمد غزالی، کیمیای سعادت

اخیراً آقای مهدی پرپنجی از مجریان بخش فارسی بی‌بی‌سی در حساب توییترشان دربارۀ اختراع سنت اظهارنظری کرده‌اند که جا دارد کمی درباره‌اش بیندیشیم. به خواندن ادامه دهید

سرزمین تک‌صدایی

سرزمین تک‌صدایی

شعر از نویسندگار*

سرزمین تک‌صدایی

اسلام عزیز

تو سازِ ناخواسته‌ای بودی که از بدو ورودم در گوشم نوازیدند ناکوک

صلایت به گوشم نافهم بود لکن فرار از تو ناممکن

خانه، کوچه،مدرسه…

صدایت صُداع من شد. سوت ممتدی گرداگرد شقیقه‌ام

از تو گریزی نبود

جیغ تو موسیقی را کشت، جشن‌ها را عزا کرد، مادر را اشکاند

عشق‌ها را فنا کرد، پدر را پیراند

غریوِ هر روزه‌ات فرصت شنیدنِ نغمه‌های محبت‌آمیزِ جهان را از گوشم ربود

بوسه‌ها را دوخت، دل‌ها را فراری داد

اسلام عزیز

من ماندم گیج و منگ در پی آرامش، آسایش. ترنمی دیگر شاید ندایی

تو بودی و نوای ناتراشت، من به دنبال رهایی

زیستم در سرزمین تک‌صدایی


 

* یادداشت‌های وارده، نوشته‌ها و نظرات دیگران است که برای انتشار ارسال شده و لزوما هم‌راستا با نظرات مدیر «در آستانه» نیستند.

موفقیت و شکست مبارزه‌ی بی‌خشونت

موفقیت و شکست مبارزه‌ی بی‌خشونت

سال ۲۰۱۱  دو پژوهشگر علوم سیاسی کتابی[۱] منتشر کردند که برای اولین بار با ارائه یک تحلیل آماری جامع نشان می‌دهد در یک قرن گذشته مبارزات خشونت‌پرهیز به‌مراتب در ایجاد تغییرات بنیادین در نظام‌های سیاسی موفق‌تر از مبارزات خشونت‌بنیاد بوده‌اند. اریکا چنُوِت و ماریا استفان به شکلی روش‌مند و دقیق اطلاعات ۳۲۳ کارزار مبارزه‌ی خشونت‌بنیاد و خشونت‌پرهیز را از سال ۱۹۰۰ از سراسر جهان گردآوری کردند و بعد از انجام تحلیل‌های آماری و مقایسه به نتایج جالب توجهی رسیدند. در این یادداشت ابتدا به‌اختصار توضیح می‌دهم که مبارزه‌ی مدنی یا مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز چه چیزی نیست، سپس چکیده‌ای از نتایج پژوهش چنُوِت و استفان را ارئه می‌دهم، و در انتها دلایل شکست مبارزات مدنی را برمی‌شمارم. به خواندن ادامه دهید

دختران خیابان انقلاب

دختران خیابان انقلاب

شعر از نویسندگار*

 

دختران خیابان انقلاب

صف نمازِ ظهرگاه مدرسه به‌زور

شنیدن قرآنِ صبحگاه مدرسه به‌زور

رنگ لباس دختران مدرسه به‌زور

طول آستین پسران مدرسه به‌زور

تدریس دین به کودکانمان به‌زور

تحکیم دین و تثبیت ایمانمان به‌زور

بهشت به قیمت دنیایمان به‌زور

خواهران پرت شده از بلندایمان به‌زور

به خواندن ادامه دهید