خودسوزی‌های اعتراضی در جمهوری اسلامی

خودسوزی‌های اعتراضی در جمهوری اسلامی

خودسوزی یکی از دردناک‌ترین روش‌های پایان دادن به زندگیست. درماندگی و رنجی که فرد برای خاتمه دادن‌شان دست به خودسوزی می‌زند در کمتر رخدادی بدین شکل خشن و عریان جلوی چشم قرار می‌گیرد. وقتی منشاء این درماندگی و رنج حکومت باشد، اهمیت ویژه‌تری پیدا می‌کند. در این نوشته فهرست چهل و یک مورد از خودسوزی‌هایی که در واکنش به ستم‌ها، سرکوب‌ها، بی‌مسئولیتی‌ها، عدم رسیدگی‌ها، و قوانین زورگویانه و قانون‌شکنی‌های ارکان و عناصر مختلف جمهوری اسلامی انجام شده را با توضیح مختصر و منابع خبری ارائه کرده‌ام. این فهرست شامل بسیاری موارد که دلیلشان شخصی-خانوادگی یا فشار اقتصادی یا فرهنگی بوده، نیست. این مطالب صرفا نتیجه جستجوی من در اینترنت است که قطعا تمام رخدادها را شامل نمی‌شود. اگر موارد دیگری می‌شناسید، لطفا در بخش کامنت یا از طریق ایمیل (daraastane@gmail.com) آگاهم سازید تا اضافه کنم. موارد بر اساس زمان رخداد چیده شده‌اند. به خواندن ادامه دهید

تثبیت آزادی

تثبیت آزادی

از حاشیه‌های مهم حضور زنان در ورزشگاه آزادی برای تماشای بازی ایران-کامبوج این کشاکش بود که چه کسی و چه نیرویی باعث شد زنان، هرچند محدود و با نظارت و کنترل بسیار زیاد، بالاخره اجازه تماشای بازی در ورزشگاه را داشته باشند. در یک طرف این جدال اصلاح‌طلبان، حامیان دولت، خود دولت، و افراد ریز و درشتی هستند که به هر دلیل معتقدند فشار فیفا و اطلاع‌رسانی گستردۀ رسانه‌های خارجی پس از خودسوزی سحر خدایاری (دختر آبی) نقش چندانی نداشته و آنچه رخ داد صرفا حاصل «فعالیت مدنی» و «اصلاحات گام‌به‌گام» در زمینه حقوق زنان است. در این نوشته قصد ندارم کذب و گمراه‌کنندگی این ادعا را نشان دهم، بلکه فرض را بر این می‌گذارم که آن عده درست می‌گویند و فارغ از اینکه چه نهاد و نیرویی سبب این رخداد شد، توضیح می‌دهم چرا هنوز پیروزی‌ای رخ نداده و مهمترین عامل برای وقوع آن چیست. به خواندن ادامه دهید

بدتر از بی‌قانونی

بدتر از بی‌قانونی

ورد زبان کسانی که امروز از سرکوب و خفقان و تبعیض و تضییع حقوق انسانی توسط جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند این است که فلان چیز «قانون» کشور است و هر کس رعایت نکند باید مجازات شود. اگر در اعتراض گفته شود که این قوانین بد و مضر و تبعیض‌آمیز هستند، چون طوطی این گفتار معروف که «قانون بد، بهتر از بی‌قانونی است» را تکرار می‌کنند. پشت این فیگور مدرن (حاکمیت قانون)، البته چیزی جز سلطه‌طلبی و دیکتاتوری پارینه‌عقلی نیست. در این نوشته استدلال می‌کنم که معانی آشکار و ضمنی «قانون بد، بدتر از بی‌قانونی است» چیست و چرا این گزاره همواره درست نیست. به خواندن ادامه دهید

هیات سکولارهای مقیم برزخ

هیات سکولارهای مقیم برزخ

امسال هم مثل پارسال رییس جمهور کشور در جلسۀ هیات دولت روضۀ عاشورا خواند و اعضای هیات دولت هم های های گریستند. بگذریم از اینکه وظیفه دولت مدیریت کشور است و هزینه برگزاری این جلسات چند ده میلیون تومان است. نکته‌ای که در پی خواندن یک توییت نظرم را جلب کرد این بود که در فارسی هم به دستۀ عزاداری و هم به کابینۀ دولت می‌گوییم «هیات». اولی اشاره به یک واقعیت مذهبی-سنتی دارد و دومی به چیزی که قاعدتا باید مدرن باشد. اینکه در فرهنگ و زبان ما به هر دوی این نهادها می‌گوییم هیات، تصادفی نیست و یکی از نشانه‌ها و مصادیق این واقعیت بسیار مهم است که ما در برزخ بین سنت و مدرنتیه غوطه‌وریم. به خواندن ادامه دهید

شش استدلال علیه حجاب اسلامی اجباری

شش استدلال علیه حجاب اسلامی اجباری

چرا حجاب اسلامی اجباری، غیراخلاقی‌ست و باید لغو شود؟ در این متن با شش استدلال پاسخی به این پرسش می‌دهم. چهار استدلال‌ اول بنیادین هستند به این معنا که بر اساس حقوق بنیادین بشر استوارند و به راحتی با تغییر شرایط متزلزل نمی‌شوند، درحالی‌که استدلال‌های پنجم و ششم ضعیف‌ترند که هرچند درست و استوارند اما اعتبار آن‌ها تا حدی مربوط به وضعیت و نتایج اجرای قانون حجاب اجباری‌ست. پیش از پرداختن به استدلال‌ها به دو نکته اشاره کنم: اول اینکه معنا و مصادیق «حجاب شرعی» که طبق ماده ۶۳۸  قانون مجازات اسلامی بر زنان اجباری شده، خود محل مناقشات فقهی و حقوقی است، اما منظور من در این نوشته دو نوع حجاب اسلامی اجباری است: اول همین حجابی است که جمهوری اسلامی در فضای عمومی برای زنان اجباری کرده که هرچند حدودش به شکل دقیق وصف‌ناپذیر و بسیار وابسته به تفسیر است، اما تقریبا همه به نوعی می‌دانیم منظور از آن چیست؛ دوم آن حجاب اسلامی است که در بستر فرهنگ مردسالارنه بر زنان خانواده اجبار می‌شود (مثلا در فضاهای خصوصی) حتی اگر قانون در آن مورد اجباری را تعیین نکرده باشد. نکته دیگر اینکه تا جای ممکن تلاش کردم استدلال‌ها را رُک و بدون حاشیه ارائه کنم، و از این رو، به مباحث جانبی و معرفی منابع بیشتر در پاورقی پرداخته‌ام. حال بپردازیم به استدلال‌ها: به خواندن ادامه دهید

حق پی گرفتنِ خوشبختی

حق پی گرفتنِ خوشبختی

(الف) وظیفه دولت در رابطه با خوشبختی شهروندان چیست؟ این پرسشی است که از زمان افلاطون تا کنون پاسخ‌های متفاوتی به آن داده شده است و به شکلی طعنه‌آمیز بسیاری از آن پاسخ‌ها هنگامی که در عمل اجرا شدند منجر به تباهی و بدبختی میلیون‌ها انسان شده‌اند. تاریخ نشان داده که تمامی آن نسخه‌های بدبخت‌کنندۀ خوشبختی در یک چیز مشترک بودند: دولت وظیفه دارد خوشبختی افراد را تامین کند. وقتی دولت وظیفه تامین خوشبختی مردم را داشته باشد، یعنی مرجعی برای این باید وجود داشته باشد که تعیین کند خوشبختی افراد در چیست و چگونه تامین می‌شود. در نتیجه، دولت خود تبدیل به مرجعی برای تشخیص خوشبختی افراد می‌شود. از طرفی، چون برای هر فرد دولت نمی‌تواند یک نسخۀ جدا بپیچد، ناچار نسخه‌های کلی را برای همگان اجرا می‌کند. مثلا کمونیست‌ها معتقند که برای خوشبختی همگانی باید تفاوت بین فقیر و ثروتمند با ملغی کردن مالکیت خصوصی از بین برود. تجربه کمونیسم و زیرشاخه‌هایش در کشورهای مختلف نشان داد این تفکر به‌ظاهر ساده به جای خوشبختی چه ویرانی سهمگینی می‌تواند به بار بیاورد. نمونه دیگرش جمهوری اسلامی ایران و سایر حکومت‌های غیرسکولار است که برای خوشبخت کردن مردم به آن شکلی که خود تشخیص می‌دهند از هیچ زور و فشار و سرکوب و فسادی دریغ نکرده‌اند. به خواندن ادامه دهید

ایرادات استدلال خلخال زن یهودی

ایرادات استدلال خلخال زن یهودی

هر بار که جمهوری اسلامی و عواملش به زنان و حقوقشون تعرضی آشکار می‌کنند، یکی از داستان‌های ثابت برای مثلا متنبه کردن مسئولان و حامیان ارزش‌مدراش داستان واکنش علی به بیرون کشیدن خلخال از پای زن یهودی است که در یک جمله طوطی‌وار تکرارش می‌کنند که علی گفته مرد مسلمان اگر از این غصه بمیرد روا ست. به نظر من توسل به این داستان برای سرزنش و متنبه کردن مسلمانانی که حقوق و زندگی زنان را تباه کرده‌اند چند ایراد اساسی دارد که اتفاقا سبب می‌شود نه تنها به اشتباه خود آگاه نشوند بلکه در آینده بدتر کنند. در ادامه شرح می‌دهم:

به خواندن ادامه دهید