بد، بدتر، اصلاح‌طلبی

بد، بدتر، اصلاح‌طلبی

عقل سلیم حکم می‌کند در هر موقعیتی کاری را انجام دهیم که ضرر کمتری دارد. برای همین احتمالا اکثر آدم‌های معقول موافق باشند که وقتی برای انجام کاری تنها دو گزینه پیش رو باشد که هر دو به نوعی بد اند، معقول‌تر این است که گزینه‌ای را انتخاب کنیم که کمتر بد است. این اصل شهودی که به آن «انتخاب شرّ کمتر» یا «انتخاب بین بد و بدتر» گفته می‌شود، به یک روش مهم در جذب رای در انتخابات سیاسی بدل شده است که هرچند مختص ایران نیست، اما در دو دهه‌ی اخیر استراتژی اصلی جریان اصلاح‌طلبی در ایران بوده است. اما اگر این شهود با عقل سلیم سازگار است، پس ایراد آن چیست؟ در این متن، پنج ایراد اصلی انتخاب بین بد و بدتر با ارجاع به رفتارهای اصلاح‌طلبان را توضیح می‌دهم. به خواندن ادامه دهید

Advertisements

مسکوت نماند

مسکوت نماند

مدیران و معلمان مدرسه دختربچه‌ی ده-دوازه ساله که پدرش برای جنگیدن به سوریه رفته را دوره کرده‌اند. یکی از زن‌ها (احتمالا مدیر مدرسه) با لبخند از او می‌پرسد «اگه بفهمی بابات زخمی شده چکار می‌کنی؟ ناراحت می‌شی یا بهش افتخار می‌کنی؟» دختربچه پاسخ می‌دهد «هر دو تاش…ناراحت می‌شم آره به‌خاطر اینکه خیلی بابام رو دوست دارم.» و آن زن می‌گوید «درسته…ولی خدا خیلی بیشتر از تو دوست داره بابات رو چون جزو بنده‌های خیلی خوبش بوده درسته؟ حالا اگه بفهمی زخمی شده چکار می‌کنی؟» و دختر این بار با کمی تردید همان پاسخ قبلی را تکرار می‌کند. معلم‌ها آرام اشک می‌ریزند و به دختربچه می‌گویند که خبر آمده پدرش زخمی شده. منظورشان این است که کشته شده، و دختربچه هم این را می‌فهمد و شروع به گریستن می‌کند. این تنها چند دقیقه از فیلم مستند ۸۰ دقیقه‌ای به نام «بابایی» ساخته مظفر حسینخانی هزاوه ست که درباره‌ی علیرضا بابایی، یکی از «مدافعان حرم» است که در جنگ سوریه کشته شد. در اواخر فیلم دختربچه را بر بالای جنازه‌ی پدر برده و از اشک و دردش فیلم می‌گیرند. در طول فیلم راوی و باقی افراد چندین بار از دختربچه می‌پرسند «برای چی گریه می‌کنی؟» این فیلم برنده جایزه محمد امین در جشنواره فجر امسال شد. به خواندن ادامه دهید

شکنجه کردن اعداد

شکنجه کردن اعداد

بین متخصصین محاسبات و آمار گفتار معروفی وجود دارد که می‌گوید «اگر به اندازه کافی اعداد را شکنجه کنید، به هر چیزی اعتراف خواهند کرد.» که یعنی همواره راهی برای رسیدن به آن‌چه از پیش می‌خواهید از آمار نتیجه بگیرید وجود دارد فقط کافیست تا جایی که می‌توانید با استفاده از روش‌های عجیب و پیچیده و نامربوط اعداد را بچلانید. مصداق دقیق این رفتار را در آمارهایی می‌بینیم که جمهوری اسلامی به عنوان «دستاوردهای چهل ساله‌ی انقلاب» به خورد مخاطب می‌دهد. هدف از این آمارها چیزی جز اثبات حقانیت، مشروعیت، و برتریِ جمهوری اسلامی بر تمام سایر نظام‌های جهان و به‌ویژه نظام پهلوی نیست. از آن‌جا که ایشان به‌ظاهر «حقایق» انکارناپذیر را با آمار ارائه می‌دهند، لازم شد در این نوشته‌ی کوتاه چند مورد اصلی از ایرادات و فریب‌کاری‌های آماری را بیان کنم. به خواندن ادامه دهید

سوگیری خود-انتخاب‌گری

سوگیری خود-انتخاب‌گری

از مجموعه‌ی «مغالطه‌ها و فریب‌های آماری»*

فرض کنید در محل کارتان شماره‌ای ناشناس با موبایل شما تماس می‌گیرد. صدایی آرام و شمرده از آن طرف خط می‌گوید من از طرف موسسه نظرسنجی حقیقت‌پردازان به صورت تصادفی با شما تماس می‌گیرم تا از شما بخواهم در یک پیمایش درباره نظام جمهوری اسلامی شرکت کنید. نیازی نیست خود را معرفی کنید، و در ضمن شماره تلفن شما نزد ما محرمانه محفوظ خواهد ماند. همچنین مختارید که در نظرسنجی شرکت نکنید یا هر پرسشی که دوست نداشتید را پاسخ ندهید. شما چه می‌کنید؟ در همین مرحله احتمالش زیاد است که اگر یکی از مخالفان جدی نظام جمهوری اسلامی هستید و از فاش شدن موضع و افکار خود به هر دلیل (مثلا ترس از تنبیه شدن توسط عوامل نظام) پرهیز می‌کنید در نظرسنجی شرکت نکنید و تماس را قطع کنید. اما فرض کنیم شما بعد از کمی گفتگو قانع شوید در پیمایش شرکت کنید. در میان نظرسنجی فرض کنید یکی از پرسش‌ها این باشد که آیا موافقید نظام جمهوری اسلامی باید براندازی شود؟ اگر شما موافق براندازی و به گفتن حقیقت وفادار باشید احتمال خیلی خیلی زیاد این پرسش را پاسخ نمی‌دهید چون خیلی بعید است که یک فرد عاقل پشت تلفن به یک غریبه در کشور ایران بگوید که موافق براندازی نظام است. این کار شما یک سوگیری در آن نظرسنجی به‌وجود می‌آورد چون پاسخ ندادن افرادی چون شما، عملا تعداد کسانی که مخالف براندازی هستند را در نمونه آماری زیاد می‌کند.

در علم آمار این‌که افراد جامعه‌ی نمونه بتوانند مشارکت خود در مطالعه یا حتی پرسش‌هایی که پاسخ می‌دهید را انتخاب کنند و این تصمیم بر روی نتیجه مطالعه اثر بگذارد، باعث یک سوگیری می‌شود که آن را سوگیری خود-انتخاب‌گری (self-selection bias) می‌نامند. مثلا اگر قرار باشد یک پیمایش درباره تنبیه فیزیکی کودکان توسط والدین انجام شود، و اگر افراد نمونه آماری قدرت انتخاب داشته باشند که در مطالعه شرکت کنند یا نه، به احتمال خیلی زیاد والدینی که کودکان خود را تنبیه می‌کنند در مطالعه شرکت نخواهند کرد چون نمی‌خواهند آبرویشان برود یا در دردسر بیافتند. در نتیجه، آن پژوهش، به نفع والدینی که کودکان خود را کتک نمی‌زنند سو می‌گیرد. در چنین مطالعه‌ای، نمونه نماینده‌ی خوبی برای جامعه‌ی آماری نیست و نتایج آن مشخصات آماری جامعه را به‌درستی شرح نمی‌دهد. این همان سوگیری خود-انتخاب‌گری است که در نمونه‌برداری مطالعات آماری رخ می‌دهد.

تقریبا در تمام مطالعات آماری، چون جامعه‌ی مورد مطالعه بسیار بزرگ است، همیشه به‌جای مطالعه‌ی اعضای جامعه از آن نمونه می‌گیرند و آن نمونه را بررسی می‌کنند. روش نمونه‌گیری بسیار اهمیت دارد و در حالت ایده‌آل باید انتخاب اعضای نمونه کاملا تصادفی باشد. اما وقتی اعضای نمونه توانایی این را دارند که در صورت انتخاب برای مطالعه در آن شرکت نکند، این یعنی نمونه سوگیری دارد. در بسیاری از مطالعات امروزه، به دلایل قانونی و اخلاقی، نمی‌توان کسی را مجبور کرد که در پژوهش شرکت کند و همین می‌تواند سرچشمه‌ی سوگیری و در نهایت خطا یا فریب‌کاری در نتایج شود. برای یافتن و اصلاح این سوگیری روش‌هاش آماری خاصی وجود دارد که موضوع این مقاله نیست. امر مسلم این است که اگر بدون اصلاح این سوگیری نتایج ارائه و تفسیر شوند، ممکن است شامل خطا یا فریب‌کاری (عمدی) باشند. به عنوان یک مصرف‌کننده‌ی تفاسیر آماری، وقتی به نتایج یک پژوهش، به‌خصوص پیمایش‌های تلفنی و اینترنتی و پیامکی، می‌نگریم باید درباره‌ی سوگیری خود-انتخاب‌گری هشیار باشیم.

 


پی‌نوشت‌ها:

* این مجموعه شامل مقالاتی کوتاه درباره مغالطه‌ها و فریب‌های آماری است که به تدریج در سایت گمانه و وبلاگ درآستانه منتشر می‌شوند.

منابع:

Huff, D. (1993). How to lie with statistics. WW Norton & Company.

Mauro, J. (2013). Statistical deception at work. Routledge.

Campbell, S. K. (2004). Flaws and fallacies in statistical thinking. Courier Corporation.

تحریف‌طلبان بی‌شرم

تحریف‌طلبان بی‌شرم

آن دوره گذشت که تاریخ را فاتحان می‌نوشتند؛ امروز تاریخ را دروغ‌گویان می‌نگارند. رسانه پیروز نهایی هر نبرد را مشخص و معرفی می‌کند. اما رسانه دیگر فقط در اختیار حکومت‌ها و نهادهای وابسته نیست. اکنون، با گسترش امکانِ نوشتن و خوانده‌شدن برای هرکه به اینترنت دسترسی دارد و نیز امکان ماندگارنویسی، فاتحان دیروز انحصار نوشتن تاریخ طبق میل خود را از دست داده‌اند. اما برای اینکه آنان بار دیگر با استفاده از پول و مافیای رسانه و سرکوب مخالفان، نتوانند نسخه‌ی جعلی مطلوب خود را به عنوان «حقیقت» به زندگان و آیندگان قالب کنند، هر که دغدغه‌مند حقیقت و اخلاق است باید تا جایی که امکانش را دارد دروغ و تحریف‌شان را افشا کرده و از حقیقت دفاع کند. مصطفی تاجزاده از بزرگان اصلاح‌طلب در همین ماه دو توییت منتشر کرد که بسیار بی‌شرمانه تاریخ جنایات جمهوری اسلامی را به نفع نظام و اصلاح‌طلبان تحریف کرد. به خواندن ادامه دهید

تجربۀ یک معلم از آموزش جنسی

تجربۀ یک معلم از آموزش جنسی

یادداشت وارده* از الف.میم

شنبه پانزدهم اردیبهشت ۹۷:

سر کلاس بودم و از فردا قرار بود برم مرخصی. دلم طاقت نمی‌آورد نسبت به مسائل پیش اومده تو دستشویی مدرسه بی‌تفاوت باشم و بچه‌های کلاسمو برای یه هفته بسپارم به امون خدا. حین تدریس کتاب ریاضی که شماره ۱۲۳ رو جزء تلفنای ضروری معرفی کرده بود دلمو زدم به دریا و شروع کردم: به خواندن ادامه دهید

نئوجمهوری‌اسلامیست‌های فاشیست

نئوجمهوری‌اسلامیست‌های فاشیست

نقل شده که ماری آنتوانت، آخرین ملکه پیش از انقلاب کبیر فرانسه، زمانی که صدای انقلابیون فرانسه بلند شده بود از کسی پرسید مردم چه می‌خواهند؟ آن شخص پاسخ داد: گرسنه‌اند و نان می‌خواهند. ملکه آنتوانت هم گفته بود: اکنون که نان ندارند چرا شیرینی نمی‌خورند؟! حکایت برخورد اصلاح‌طلبان و اعتدالیون با اعتصاب و اعتراضات کارگری و معلمی تقریبا از همین جنس است با این تفاوت که ملکه آنتوانت از روی ناآشنایی با درد مردم آن مزخرف را گفته بود، اما اصلاح‌طلبان و اعتدالیون با دانش کافی و به قصد تحقیر و تخریب جنبش‌های طبقه فرودست و جلو بردن پروپاگاندای خود مشابه آن حرف را بارها زده‌اند. به خواندن ادامه دهید