همدلی در زمانه‌ی وحشت

همدلی در زمانه‌ی وحشت

سوزان سانتاگ در کتاب «درباره درد دیگران» می‌نویسد: «هیچ ایرادی ندارد که کمی عقب بایستیم و فکر کنیم. همانطور که خردمندان قدیمی گفته‌اند: کسی نمی‌تواند همزمان هم فکر کند و هم دیگران را بزند» سانتاگ این جمله را به این هدف نوشته که بگوید به جای اینکه بی‌درنگ شروع به زدن (فیزیکی) کسی بکنیم، اندکی فرصت به خودمان و دیگران بدهیم، لحظه‌ای عقب بکشیم، تا به کاری که می‌کنیم فکر کنیم. در حمله‌ی تروریستی امروز (۳۱ شهریور ۱۳۹۷) به رژه‌ی نیروهای مسلح در اهواز تاکنون ۲۹ انسان کشته و ۵۷ نفر زخمی شده‌اند. متاسفانه از همان ابتدای انتشار خبر این حادثه خونین، عده‌ای در فضای مجازی (و احتمالا به زودی در روزنامه‌ها و تریبون‌ها و محافل تصمیم‌سازی) شروع به مرزبندی سیاسی و حساب‌کشی کردند. بعضی از این عده حتی برای حفظ ظاهر هم که شده یک تسلیت خشک و خالی هم به خانواده‌های داغدار و متاثر ندادند و مستقیم به امتیازگیری و خط و نشان کشیدن پرداختند. در این میان می‌توان به انبوهی از توییت‌های صاحبان قدرت، روزنامه‌نگاران، و سخنگویان سیاسی اشاره کرد که بلافاصله بعد از حمله تروریستی شروع به برداشت محصول به نفع خود را کردند. درواقع، از ترور و قتل افراد بی‌گناه بهترین استفاده را برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استخراج می‌کنند. درست است که وضعیت موجود با آنچه مد نظر سانتاگ بود تفاوت دارد اما مشابه همان منظور را می‌توان اینجا نیز به کار برد: آقایان! خانم‌ها! هیچ ایرادی ندارد نه حتی به جای، بلکه پیش از زدن مخالفان، کمی صبر و همدلی کنیم با بازماندگان. به خواندن ادامه دهید

Advertisements

شفافیت یک فریب

شفافیت یک فریب

ماجرای طرح شفافیت آراء نمایندگان از آن داستان‌های تکراری ست که در نهایت باز هم مردم بازنده و صاحبان قدرت همگی به نوعی برنده از آن خارج شدند. اولین زمزمه‌های جدی این طرح توسط نمایندگان اصلاح‌طلب فراکسیون امید حدود نه ماه پیش مطرح شد تا به سبب آن آراء نمایندگان در طرح‌ها و لوایح مختلف با نام ثبت شده و به اطلاع عموم مردم برسد. البته علیرغم ادعای اصلاح‌طلبان در شفافیت و مبارزه با فساد، در ابتدا تنها سی نفر از طرح حمایت کردند و در نتیجه بدون فوریت در صف طولانیِ نوبتِ رسیدگی در صحن قرار گرفت. چند ماه بعد در رقابت با اصلاح‌طلبان، اصول‌گرایان نیز پرچم شفافیت را علم کردند و طرح مشابهی را کلید زدند که اتفاقا آن هم با استقبال اندک اصول‌گرایان به انتهای صف دراز رسیدگی در صحن رفت. در نهایت چند ماه بعد این دو جناح طرح مشترکی که با عنوان «طرح شفافیت آرای نمایندگان در مجلس» شناخته می‌شود را با حمایت ۲۱۰ نفر و امضای رسمی ۱۶۰ نماینده راهی صحن علنی مجلس کردند. با اینکه در روز رای گیری ۱۹۴ از ۲۹۰ نماینده در جلسه حضور داشتند، به شکل خیره‌کننده‌ای یک فوریت این طرح با ۱۰۸ مخالف، ۵۹ موافق، ۵ ممتنع، و ۲۲ نفر عدم مشارکت رای نیاورد. با توجه به صف طولانی طرح‌های بی‌فوریت با اطمینان کامل می‌توان گفت که این طرح حتی بعید است در مجلس دهم مطرح شود. دو دستاورد دردناک این ماجرا این بود که دورویی و عدم‌شفافیت و مسئولیت‌ناپذیری اصلاح‌طلبان بار دیگر آشکار شد و نیز با توجه به فرصت‌طلبی اصول‌گرایان پرچم شفافیت‌خواهی به دست آن‌هایی افتاد که خود پایه‌گذار اصلی و سرچشمه ابتدایی عدم‌شفافیت و دورویی در نظام هستند. به خواندن ادامه دهید

خواب خرگوشی شیخ و یاران

خواب خرگوشی شیخ و یاران

در آستانه‌ی اجلاس سالانه‌ی مجلس خبرگان، مهدی کروبی از حصر خانگی نامه‌ای را خطاب به اعضای این مجلس نوشته تا با بیان سه خاطره از بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ که منجر به شکل‌گیری نهاد «ولایت مطلقه‌ی نامحدود» در جمهوری اسلامی شد، وظایف این مجلس در نظارت بر این نهاد و فرد رهبر را گوشزد کند. این نامه با تحسین و هلهله‌ی بغض‌آلود اصلاح‌طلبان در فضای مجازی پخش شد. تحسین و هلهله برای آن بود که نامه این تصور را دوباره تقویت می‌کند که روش و منش اصلاح‌طلبان در حاکمیت نه تنها درست، بلکه بهترین است. جان کلام این است که کروبی و اصلاح‌طلبان تصور می‌کنند بدون دست زدن به تمامیت جمهوری اسلامی می‌توان با انجام اصلاحات فردی، محدود، و خاص در قانون اساسی و نیز عمل به آن ایرادات این نظام را رفع و آن را به یک نظام کارآمد و خوب، که همان ایده‌آل انقلابی مدنظرشان است، نزدیک کرد. از همین رو کروبی در نامه نوشته «من به اصلاحات باور دارم اما پالایش و اصلاحاتی که ساختار نظام را در جهت حق تعیین سرنوشت مردم بدون نگاه قیم‌مآبانه فرد یا گروهی اصلاح کند.» موضعی که اکثر اصلاح‌طلبان به عنوان راهبرد اصلی اصلاح‌طلبی با جان و دل پشت آن صف کشیده‌اند. در این یادداشت با نگاهی انتقادی به آن نامه توضیح می‌دهم که با استناد به اصول قانون اساسی که شالوده‌ی اصلی نظام را می‌سازد، تحقق «حق تعیین سرنوشت مردم» آنگونه که کروبی و اصلاح‌طلبان ادعا می‌کنند در تضاد بنیادین با جمهوری اسلامی است که بدون نوسازی کامل از پایه، هرگز امکان تحقق ندارد. به خواندن ادامه دهید

هم‌صدا با فرهاد میثمی

هم‌صدا با فرهاد میثمی

فرهاد میثمی، پزشک، ناشر کتاب‌های کنکور، معلم، و فعال مدنی خشونت‌پرهیز در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۷ در خانه‌ی خود توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.
مأموران در تفتیش منزل او چند پیکسل (بج سینه) در اعتراض به حجاب اجباری، چند جلد کتاب «کنش‌های کوچک ایستادگی» و کتاب «حقوق بشر» اثر جعفر پوینده را با خود ضبط کردند.
اتهاماتی که در شعبه ۷ دادسرای اوین به او تفهیم شده‌اند عبارتند از: تبانی و اجتماع به قصد برهم زدن امنیت کشور با تحریک زنان به حضور خیابانی به صورت «سر لخت»، تبلیغ علیه نظام، و توهین به حجاب به عنوان یکی از مقدسات ضروری اسلام. دلیل تمامی این اتهامات داشتن پیکسل‌هایی در خانه است که بر روی آن‌ها عبارات «من با حجاب اجباری موافق نیستم» یا «من به حجاب اجباری اعتراض دارم» نوشته شده‌اند.
میثمی از فردای دستگیری اعتصاب غذایش را آغاز کرد و در گفتگو با رضا خندان گفت: «دلیل اعتصاب‌ام حفظ شأن و کرامت انسانی خودم و تمام کسانی است که بدون دلیل موجه بازداشت و با اتهامات ناروا، بدون دسترسی به وکلای منتخب مورد بازجویی قرار می‌گیرند و من حاضر نیستم تحت هر شرایطی خود را به راحتی در اختیار چنین سیر ناعادلانه‌ای قرار دهم.» ایشان تا کنون در اعتصاب غذای خشک بوده‌اند و به گفته‌ی ژیلا بنی‌یعقوب از روز شنبه ۱۷ شهریور اعتصاب غذای تر را نیز آغاز می‌کند.
وبلاگ درآستانه ضمن اعلام حمایت از حقوق انسانی و روش و اندیشه‌ی ایشان در مبارزه‌ی بی‌خشونت لینک یکی از مهمترین یادداشت‌های این وبلاگ با عنوان «موفقیت و شکست مبارزه‌ی بی‌خشونت» را بازنشر می‌کند تا کمکی باشد به اندیشه‌سازی در این مسیر. در این یادداشت (اینجا) با استفاده از نتایج یک پژوهش آماری-تحلیلی بر روی ۳۲۳ کارزار مبارزاتی در سراسر جهان به این پرسش‌ها پرداخته می‌شود:

  •  آیا مبارزه‌ی مدنی (خشونت‌پرهیز) برای تغییر بنیادین رژیم‌های سیاسی در عمل موفق‌تر از روش‌های خشونت‌بنیاد است؟
  •  علل برتری نسبی کارزارهای مبارزه مدنی در کسب پیروزی چیست؟
  •  علل شکست مبارزات خشونت‌پرهیز چیست؟

مرثیه‌ای بر رویای اصلاحات

مرثیه‌ای بر رویای اصلاحات

یادداشت وارده* از الف.شین

جدایی ناگزیر جریان تحول‌خواه از اصلاح‌طلبان حکومتی و صندوق رای

موج اول جنبش اصلاحات در اواخر دهه هفتاد مبتنی بر این ایده سعید حجاریان بود که اصلاح‌طلبان با استفاده از ظرفیت انتخابی نظام تا جای ممکن بخش‌های انتخابی را تصرف و یکپارچگی حاکمیت را به هم می‌زنند و جنبش اجتماعی طرفداران خود را سازماندهی می‌کنند. سپس با ایده فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا نظام را وادار به عقب‌نشینی می‌کنند و فرآیند دموکراتیزاسیون را پیش می‌رانند. هسته سخت قدرت با سد شورای نگهبان و قوه قضاییه نه تنها اجازه دموکراتیزاسیون را نداد که با دو ابزار رد صلاحیت و مدیریت انتخابات مجلس و دولت را نیز از آنان پس گرفت. نه بزرگ حاکمیت به اصلاحات در سال ۸۸ و با تقلب و دستگیری و سرکوب به گوش اصلاح‌طلبان رسید. به خواندن ادامه دهید

کدام ما؟ کدام انتخاب؟ کدام زندگی؟

کدام ما؟ کدام انتخاب؟ کدام زندگی؟

رضا رشیدپور: «این همه کشور در جهان هست که روابط دیپلماتیک جهانی‌شون رو دارن و فشار هم رو مردم‌شون نیست. چرا در مورد ایران همیشه وزرای خارجه‌ش باید این حرف رو بزنن که ما فشار جهانی علیه‌مون هست؟»

محمدجواد ظریف: «نه ببینید این یک دلیل داره و اون دلیلش این هست که ما خودمون انتخاب کردیم جور دیگه‌ای زندگی کنیم»

این پرسش پاسخ چند روز پیش در برنامه‌ی تلویزیونی «حالا خورشید» مطرح شد که در فضای توییتر و تلگرام واکنش‌های تندی را در پی داشت. آقای وزیر امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی، دلیل این‌که ایران پس از انقلاب ۵۷ همواره تحت فشار جهانی بوده را «انتخاب خودمون» می‌داند. از مهمل بودن این‌که جمهوری اسلامی خودش را حق و تمامی جهان را ناحق می‌داند بگذریم. فقط به سه واژه‌ی کلیدی بپردازیم تا ابتذال و عوام‌فریبی نهفته در این جمله‌ی ظریف کمی آشکارتر شود:ما، انتخاب، زندگی. به خواندن ادامه دهید

بحران اعتماد

بحران اعتماد

یادداشت وارده* از الف.شین

در روزهای اخیر فضای مجازی مملو از کنایه‌های طنز و احساسی در خصوص فروش خزر است. در این یادداشت قرار نیست به اینکه آیا ایران سهم ۵۰ درصدی از خزر داشته است یا خیر بپردازیم بلکه مطرح شدن این بحث به این شکل در جامعه ایرانی از گسترده‌تر شدن بحرانی خطرناک خبر می دهد. بحران اعتماد. نشست سران کشورهای حوزه خزر هنوز در جریان است که صحبت ها در مورد کاهش سهم ایران از دریای خزر مجددا به بحث اول شبکه‌های اجتماعی مبدل می‌شود. همین کافی است که جامعه تا آخر راه را برود و نتیجه خود را که خیانت حاکمان به ایران و فروش سهم کشور است بگیرد. گوش جامعه ایرانی بدهکار پاسخ مطبوعات و تکذیب وزارت خارجه و… (فارغ از درست یا غلط بودن آن) نیست چراکه پیش‌فرض خیانت حاکمان به صورت تدریجی از گذشته تاکنون جای خود را در افکار عمومی مستحکم کرده است و هر موضوعی که در تأیید این پیش فرض در سطح جامعه مطرح شود در افکار عمومی پذیرفته شده و سنگی دیگر از ساختمان ویرانه اعتماد میان ملت و حاکمیت جدا می کند. به خواندن ادامه دهید